ساندرا بولاک و بیلی باب تورنتون نمی توانند لنگ “مارک ما بحران است” را نجات دهند


اگر به آن به عنوان یک گروه کاور صادقانه و دوست داشتنی دیگر نگاه می کنید ، ژانر پاپ کورن را از کارگردان David Gordon Green بگیرید ، مارک ما بحران است تقریباً منطقی است آناناس اکسپرس فیلم کمدی اکشن دهه 80 گرین بود ، اعلیحضرت فیلم او در مورد شمشیر و جادوگری بود ، و این فیلم او ساندرا بولاک است. زاویه جدیدی برای نزدیک شدن به ستاره تحت الشعاع شخص پیدا نمی شود ، همانطور که گرین با نیکلاس کیج در سال 2013 انجام داد جو و آل پاچینو در سال 2014. مانگل هورن. او فقط به نیروی جاذبه بولاک تسلیم می شود ، و راضی است که بازی او را ترکیبی از بزرگترین بازدیدها کند – یک کلیک سرگرم کننده و اتصال دهنده. بهبودی الکلی ؛ حل مسئله مشکل گسترده؛ و (در نهایت) یک ناجی سفیدپوست – همانطور که هجو سیاسی تنبلی در اطراف او اتفاق می افتد. من برای اولین بار در حال تماشای فیلم دیوید گوردون گرین هستم و احساس کردم می خواهم به دست توانای کارگردانی مثل جی روچ بیفتم.

داستان توسط وقایع واقعی و فیلم بهتری درباره آن وقایع ارائه می شود. در سال 2002 ، سیاستمدار بولیوی گونزالو “گونی” سانچز د لوزادا ، که از سال 1993 تا 1997 رئیس جمهور بولیوی بود ، بار دیگر برای همان دفتر کاندید شد ، این بار با شرکت مشاور سیاسی آمریکایی Greenberg Carville Shrum در گوشه خود. در مستند بزرگ 2005 کارگردان راشل بونتون ، همچنین نامیده می شود مارک ما بحران است، ما می بینیم که GCS از یک سیاست حیله گرانه به سبک آمریکایی برای گرفتن گونی استفاده می کند ، که در ابتدا به عنوان کاندیدایی انتخاب شد که دارای 22.46 درصد تعدد ضریب است. وی در واقع از حمایت مردم بولیوی ، از جمله اکثریت محلی کاملاً محروم از حق رای برخوردار نیست ، و هنگامی که او تصمیم غیرمردمی را برای شروع انتقال منابع گاز طبیعی بولیوی به مکزیک و کالیفرنیا از طریق شیلی اتخاذ می کند ، جمعیت خشمگین می شود. معترضین با پلیس و نیروهای مسلح بولیوی درگیر شدند و هنگامی که د لوزادا استعفا داد و در اکتبر 2003 به ایالات متحده گریخت ، حداقل 70 نفر کشته شدند که بیشتر آنها غیرنظامی بودند.

این یک فیلم در مورد افراد باهوشی است که کارهای کاملاً بدبینانه ای را در خدمت هدفی به ظاهر آرمان گرایانه انجام می دهند. همانطور که در ابتدا جرمی روزنر ، جامعه شناس و استراتژیست ارشد ، توضیح داد ، GCS در مورد “سیاست سود پیشرو” است ، که به معنای تکان دادن انتخابات به نفع نامعلوم نامزدهای جهانی سازی دوران کلینتون بر اساس یک اصل بحث برانگیز است که فقیرترین مردم در هر کشور همیشه از آن بهره مند می شوند. وقتی انسان آزاد بازار برنده شود. جذاب ترین شخصیت فیلم بونتون جیمز کارویل است ، به شدت تلگنیک ، مثل همیشه ، زندگی مهمانی در هر جلسه ، فروش خرد ترش مانند مهره های جادویی ، بدون نگرانی در مورد ویژگی های سیاست و تاریخ بولیوی ، به عنوان یک خواننده اصلی قلاب کلیولند ، اگر سینسیناتی آماده سنگ اندازی است. اما ستون فقرات فیلم مصاحبه با روزنر است ، که بونتون به آرامی اما مطمئناً به سمت چیزی شبیه اعتراف پیش می رود – که با تحریف کارزار از مشکلات واقعی و جنجالی کردن انتخابات برای یک نامزد حاشیه ای که فاقد حمایت مردمی است ، GCS حداقل تا حدی مسئول هرج و مرج بود. و مرگ های متعاقب آن. روزنر که همیشه یک استراتژیست بود ، با نیش تلخی اما کاملاً غیرتعهد آمیز ابراز تأسف می کند: “من واقعیت ها را یاد نگرفتم ، اما ساختار احساسات سیاسی مردم و ساختار اندوه آنها برای آنچه از آنها گرفته شده بود.”

به رنگ سبز مارک ما اقتباس ، بولاک “دردسر” است جین بودین ، ​​پیشکسوت مبارزاتی سوخته که از نیمکت پایین می آید تا نتیجه را با دشمن قدیمی خود ، آدم شکن تحقیر کارویل به نام پت کندی ، با بازی بیلی باب تورنتون ، برابر کند. ما می دانیم که جین روزگاری یک استراتژیست سیاسی بزرگی بود که از فضل دور شد ، زیرا عناوین غیرقابل قبول در عناوین ابتدایی (“ضررهای ضروری که برای جین بودین اعمال می شود”) این را به ما می گویند ؛ ما می دانیم که او هیچ خانواده و زندگی ندارد و شش سال است که فعالیت انتخاباتی انجام نداده است ، زیرا وقتی مدیران کمپین آنتونی مکی و آن داود به کابین کوهستان برفی او می روند تا او را به بازی برگردانند ، آنها مرتباً جمله هایی را می گویند ، “او بدون فرزند ، بدون خانواده ، بدون زندگی “و” شش سال؟ او شش سال است که کمپین نکرده است؟ “بدترین چیز در مورد این فیلم مبهم بودن سیاست آن نیست؛ یعنی تقریباً بهترین نقش مکمل را که می توانید بخواهید – از داود و مکی گرفته تا اسکوت مک نایر و زوئی کازان – را گرد هم می آورد و به آنها چیزی جز ایستادن در اتاق های کنفرانس نمی دهد و س askingالات احمقانه ای را به سود مخاطبان. شخصیت مک نایر در یک لحظه می گوید: “این آب نبات است.” “مثل اینکه برخی از دشمنی های خون سیسیلی وجود داشته باشد. آیا آنها تا به حال با هم کار کرده اند؟ “

شاید تعجب نکنید که جین و کندی سابقه دارند و این مربوط به جدایی غیراخلاقی جین از جنبه ایدئولوژیک بازی سیاسی است. تنش بین آنها بازی نمی کند زیرا تورنتون و بولاک از نظر عملکرد هرگز در یک صفحه ظاهر نمی شوند. تماشای حرکت آنها در صحنه هایشان از طریق احساسات مانند تماشای تلاش دو دستگاه حافظه برای آلبالو زدن است. به غیر از لحظه ای که شخصیت مکی نوار ایده آلیستی او را تثبیت می کند و اعتراف می کند که او سالها پیش در صومعه بودایی بوده است – و کمد لباس کامل مک نایر را در یک کلاس خلاق ، گرچه شما هرگز تصور نمی کنید که این شخصیت ها چه در حرفه و چه در افراد هستند. . اگر آنها به اندازه کافی برای یافتن شغل در حال انجام کارزار ریاست جمهوری در یک کشور بزرگ آمریکای لاتین باتجربه باشند ، احتمالاً حداقل باید تا حدودی توانایی داشته باشند ، اما رنگین کمان فیلم آنها را ملزم می کند نوزادانی باشند که انگشت شست خود را به سیاست مدرن می مکند ، بنابراین بولاک ، داستان را مدیریت می کند ، او چاره ای ندارد جز اینکه کوسه داخلی خود را دوباره کشف کند و شروع به بازی بیهوده کند. مشكل ساختن داستان از این طریق این است كه نكته ای كه وی سعی دارد در مورد روحیه مشاوران آمریكایی كه به سبك آمریكایی (و ایدئولوژی آمریكایی) برای كشورهای خارجی تبلیغ می كنند بیان كند ، برخلاف میل ما به عنوان مخاطب برای دیدن بولاك و بچه های خوب بیلی باب تورنتون کچل ترسناک پیر را شکست داده و برای آنها گلزنی کردند جعلینامزد گونی ، با بازی بزرگ خواکیم د آلمیدا (سریع پنج)

هیچ چیز برنده نخواهد شد ، اما بهترین فیلمی که در این فصل در اسکار دیده ام ساخته دنیس ویلنوو است هیتمن، فیلم دیگری در مورد یک قهرمان زن ایده آلیست ، که با درک فزاینده ای مبنی بر شریک شدن او در خراب شدن جهان روبرو است. مارک ما اساساً هیتمن با پایان خوشبختانه ، که در آن تصمیم جین بدبینانه برای انجام کار درست با قدرت لغو کتاب اخلاقی او عجین شده است – تا حدی به این دلیل که اعتبار قبل از شروع خونریزی در حال چرخش است.




منبع: office-edu.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>