[ad_1]

هالووین یک شنبه امسال می افتد که به طور سنتی کمترین شب تماشای تلویزیون است. شاید مناسب باشد. در سال 2015 ، تلویزیون می تواند موارد زیادی برای تعطیلات مناسب باشد: تکان دهنده ، وحشتناک ، شیرین چسبنده ، بیش از حد تجاری و عمیقاً ، عمیقا بی ادب. اما یک چیز که او هنوز هم با آن دست و پنجه نرم می کند ترس است. تو من را باور نداری؟ کمی فکر کنید: آخرین برنامه تلویزیونی منظم که در واقع در همه ایستگاه ها عالی بود کدام بود؟ منظورم منظورم از ترسناک نیست ، به عنوان یکی از قربانیان Leatherface. منظورم نمایشی است که از ابتدا تا انتها از بالا به پایین ترسناک است. و منظورم نمایش دیگری غیر از مثلاً پدران.

این خیلی انتقاد نیست بلکه یک واقعیت زندگی است. فیلم های تأخیری مخصوصاً برای حفظ روحیه مناسب هستند. وقتی جای خود را در یک فیلم ترسناک می گیرید ، در اصل موافقت می کنید که 90 تا 120 دقیقه در لبه آن باشید. در حقیقت ، تلویزیون به تناژ و لحن متنوعی نیاز دارد. فقط نمی توان از بینندگان خواست که در هر فصل هشت ، 10 یا حتی 22 ساعت نفس خود را حفظ کنند. آن را امتحان کنید و آنها حتی زودتر از نمایش شما خواهند مرد. در عوض ، تلویزیون به طور سنتی مجبور بود در زمینه ترسناک بازی کند ، مجموعه ای کامل از بریده ها و بریده ها را بسازد که معمولاً توسط فانگوریا جمعیت: انباشت آهسته و طاقت فرسا؛ تحقیقات نامنظم ، شبیه یوما ؛ انزجار طولانی و غمگین. (یا همانطور که در مورد هوش Fox وجود دارد ملکه های جیغ، این ایده که تمسخر می تواند عمیق تر از چاقو باشد.) فیلم ترسناک پیچ و خم در خانه ای ارواح است. نمایش تلویزیونی ترسناک بیشتر یک زمان خالی از سکنه است. حداقل بعضی اوقات باید برای امکانات رفاهی مانند راحتی و شوخ طبعی وجود داشته باشد ، زیرا ، بیایید صادق باشیم ، شما مدتی در آنجا خواهید بود.

اگر کسی بخواهد کد ترسناک در تلویزیون را بشکند ، من انتظار دارم که این یک سرویس پولی مانند HBO یا Netflix باشد ، با بودجه آرایش نامحدود و آزادی مخاطبان میکرو هدف با دقت یک قاتل زنجیره ای. اما دو سریال موفق که برتری سینمای ترسناک را به چالش می کشند ، از موزاییک های شیطان در کابل اصلی ناشی می شود. نرخ تبدیل داستان ترسناک آمریکایی، که همچنان در پنجمین تکرار خود رتبه بندی را می کشد ، شاید نزدیکترین تلویزیونی باشد که تاکنون به مشخصات و جنون پایدار فیلم رسیده است. بخشی از این امر به بازیگران خلاقانه نمایش و تشنگی خاموش نشدن اندام برمی گردد. اما بیایید صادق باشیم: قابل توجه ترین جنبه AHS این خانم ریش دار نیست ، طول هر فصل است. محدود کردن هر چرخه به 13 ساعت و یک داستان ، یک یادداشت متناقض در نمایش می تواند مانند یک سمفونی به نظر برسد. یکی نگاه نمی کند AHS به اندازه یک درگیر می شود به او.

AMC زندگی مرده حتی قابل توجه تر است. این نه تنها محبوب ترین نمایش تلویزیونی در میان جمعیت های بسیار پرطمطراق در سنین 18 تا 34 سال است ، بلکه تقریباً بدون شک هر یک از ایده های ارائه شده در بند اول من را رد می کند. جایی که بیشتر درام های سریال سازی جهانی را ایجاد می کنند و با گذشت زمان گسترش می یابند ، نمادها ، تفاوت های ظریف و لایه ها را اضافه می کنند ، زندگی مرده یک گیوتین وجود دارد که موتور تاریخ باید در آن باشد. او علاقه ای به نجات جهان یا بهبود شیوع زامبی ندارد. در عوض ، او اردوگاه پایه را در لحظه ای خردکننده هنگامی که بیشتر فیلم های دیستوپی به پایان می رسد ، در قلب ، خشونت و از دست دادن ایجاد می کند. “همه چیز فریب خورده است” یک نقطه شروع سنتی برای تلویزیون نیست ، اما دوباره ، زندگی مرده یک سریال سنتی نیست. صلاحیت قابل توجه او در زمینه هایی که غالباً جانبی در نظر گرفته می شوند – طراحی صدا ، جلوه های تصویری ، تدوین و انتخاب بازیگران – به حفظ آن کمک کرده است ، حتی وقتی طرح با قاطعیت به نوعی پوچ گرایی سادیستی تبدیل می شود. و به روشی انحرافی قوام غم انگیز زندگی مرده – مهم نیست که چه اتفاقی دیگر بیفتد ، کسی هر هفته گزیده می شود – این همان چیزی است که او را مانند یک برنامه تلویزیونی نجات می دهد. در آن لحظه ، رنج دائمی وحشتناک به اندازه اثری از خنده مطمئن شد.

Walkers - The Walking Dead _ فصل 6 ، قسمت 3 - عکس: صفحه ژن / AMC

صفحه ژن / AMC

قسمت جنجالی این هفته در واقع بیشتر تقویت شد زندگی مردهاتصال به بقیه تلویزیون. در دوران جان اسنو ، نمایش های مورد علاقه بسیار بیشتر از محدوده های زمانی آنها بودند. Fandom ورزشی با تماس کامل است که شبانه روز کار می کند ، فصل ها لعنت می شوند. این نمایش دهنده اسکات ام. گیمپل مجبور شد یک مرگ بزرگ را رقم بزند – و بنابراین فقط چند دقیقه پس از شروع داستان خود را در قصه دراماتیک خود پا بگذارد – اثبات دیگری بود بر این که چشمک بازی دیگر در دنیایی که همه اینقدر بازی می کنند کار نمی کند. سطح بالا . بر زندگی مرده، مردم می توانند فقط دوستان خوبی برای میزهای زامبی باشند. اما در واقعیت ، این شخصیت ها صمیمی هستند و هر هفته در خانه های ما مورد استقبال قرار می گیرند. یک نمایشگاهگر مدرن می تواند آنها را بی ادب کند و باید آنها را بی ادب کند. اما او باید به یاد داشته باشد که به آنها احترام بگذارد.

علی رغم این گام اشتباه ، انصراف اصلی من از “تشکر” تحسین بود. اگرچه هنوز نیت های زیادی برای انتخاب وجود دارد زندگی مردهمن واقعاً تحت تأثیر توانایی نمایش در تسلط بر احساسات پیچیده ، سریع سوزان مانند غم ، استرس و ناامیدی قرار گرفته و آنها را در یک سریال هفتگی گرد هم آورده ام. حالت وحشت زده و تقریباً اعتیاد آور مفصلی که نیکلاس در آن قرار گرفته است زیرا انبوهی غیرممکن از زامبی ها او را احاطه کرده است مسری است. نمی گویم می توانم با انتخابی که در آن لحظه انجام داده ارتباط برقرار کنم – اما خدایا ، چه کسی می تواند او را سرزنش کند؟ بارها و بارها مقیاس عظیم این فصل را کشف می کنم زندگی مرده عمیقا ناراحت کننده مدتهاست که مرگ وجود داشته است ، اما به ندرت چنین یادبودی یا ظاهراً اجتناب ناپذیر است. این بی رحمی برای تلویزیون و به ویژه تلویزیون یکشنبه شب که مدتهاست مورد توجه هفته تماشای این کشور قرار گرفته امری بنیادی است. این حمایتی است که کمک کرده است زندگی مرده بیش از یک معنای واقعی به ترسناک ترین برنامه تلویزیونی تبدیل شوید. اکنون احساسات را خراب می کند ، نه فقط درون.

شنبه شب ، درست همانطور که بیشتر کودکان با شمردن آب نبات هایشان به خانه بازمی گردند ، اولین سریال سریالی که به دنبال باز نگه داشتن چراغ های فانوس تا نوامبر است ، به نمایش در می آید. گرچه SundanceTV برگشت برای یک فصل دوم بازگشته است – من فصل اول را دوست داشتم – این Starz است خاکستر در برابر مرده بد این در واقع برای زوجین بیشتر آشنا است این به این دلیل است که این یک داستان گسترده را ضبط می کند که اولین بار در سال 1978 آغاز شد ، زمانی که دو احمق ناامید نمایشی به نام سام رائمی و بروس کمبل یک یادداشت خونین به نام در جنگل. از این قطعه سمپاشی امپراطوری فرقه به وجود می آید: سه گانه فیلم های مورد علاقه ، به علاوه انواع بازی های ویدیویی ، کمیک و امکانات نامحدود cosplay. تنها بافت پیوندی بین همه اینها: زیبایی شناسی تکرار نشدنی رائیمی با زبان / گونه / تبر و بازی کمپبل در نقش اشلی “اش” ویلیامز ، اگوار با یک دست ، نگه داشتن Necronomicon احضار روح. هنگامی که ارواح صدا می زنند ، آش معمولاً آنجاست آنها را با ترکیبی از تفنگهای تک لایه و گلوله ای ارسال کنید. دیگر هیچ کوهی برای صعود به صفحه نمایش بزرگ (شروع مجدد سینما در سال 2013 به پایان رسید) و دیگر هیچ مرد عنکبوتی با رقصیدن پیش یک طراح رقص ، این دو اره برقی خود را به یک حد باقی مانده رساندند: صفحه کوچک.

در اینجا آنچه در مورد آن است خاکستر در برابر مرده بد: خوب است ، بهتر است ، سرگرم کننده است به روشی دیوانه و مسری ، که قطب مخالف آن است زندگی مردهچهره ای اخم دارد. قبل از راه اندازی نیازی به دانستن تاریخچه یا طنز حق رای دادن نیست. من می گویم که مونتاژ اولیه کمپبل 57 ساله در تلاش برای قرار دادن در کمربند مقدمه بسیار خوبی است ، زیرا صحنه ای است که در آن یک کارآگاه میشیگان (جیل ماری جونز) توسط یک مریض گردان که گردنش را می پیچد ، مورد حمله قرار می گیرد ، که سر در نهایت با نیرو و سرعت مایع یکی از خربزه های رسیده گالاگر منفجر شد. چه عالی است خاکستر در برابر مرده بد این نیست که او خودش را جدی نمی گیرد – بیا ، اصلاً. یعنی او جزئیات را با دقت و دقت انتخاب و انتخاب می کند باید جدی گرفته شود بنابراین کمپبل – هنوز Iberico de Bellotta در رانهای فیلم B – سفر چاپلین اشل را به اندازه چرخش زنجیر در نظر می گیرد. و رائمی که ساعت اول را کارگردانی می کند و 9 فیلم دیگر را هم بازی می کند و یا تولید می کند ، هر دیو پرنده بلند و سرگردان را با گرانش و ذکاوت آبیاری می کند. با اندام های بریده بریده و اشاره به شام ​​چابوس ، این نمایش ترسناک پدر شما نیست. این دایی دیوانه توست. و خدا را شکر برای آن.

در انتهای دیگر طیف قرار دارد برگشت اگر خاکستر در برابر مرده بد شریان خون شادی آور است ، مجموعه فرانسوی خود سختگیری موریس است. در طول فصل اول ، ساکنان یک شهر کوهستانی دورافتاده از این خانواده اخراج شدند که بستگان مرده آنها به طور ناگهانی به زندگی بازگشتند ، به نظر می رسد در سنی که انقضا داشتند ، آسیب ندیده و منجمد شده بودند. بنابراین: یک نوجوان ناگهان با دوقلوی خود که به سختی نوجوان است ارتباط برقرار می کند ، یک مادر جوان توسط نامزدی که هنگام بارداری خودکشی کرده است ، دیدار می کند ، یک صاحب بار که سالها پیش برادر قاتل خود را به خاک سپرد باید راهی برای بازگرداندن او پیدا کند مدار آن این مطمئناً یک پیش فرض جسورانه است و نمایش کمتری فشار برای پاسخ دادن را رها می کند. اما زیبایی برگشت این روشی ناخوشایند بود که او س difficultالات دشوار خود را می پرسید ، راهی بود که او اجازه داد رویای غیرممکن خود در یک اتاق ، با ظرافت و آرام آرام ، به یک کابوس ترش تبدیل شود.

در فصل 2 ، برگشت مثل همیشه شرم آور و بیضوی است. تعداد کمی از نمایش ها بسیار زیبا هستند. کام او از خاکستری شبح و نور خام و فلزی ، کار امپرسیونیست T-1000 را نشان می دهد. و موسیقی که دوباره توسط شاعران سر و صدای اسکاتلندی Mogwai ساخته شده ، لطیف و ویرانگر است. سیل شهر را پاکسازی کرد و مردگان جامعه خود را در کوهستان تشکیل دادند. آمدن آینده کودک آدل (کلوتیلد هسمه) – که او فصل گذشته توسط خیلی فقیر سایمون (پیر پریر) آغشته شد – همان چیزی است که داستان را هدایت می کند ، اما واقعیت این است که طرح در چنین منظره شومی تقریباً ثانویه به نظر می رسد. واقعاً برگشت او به همان اندازه که دنبال می کند نمی ترسد. در نمایشی مانند این ، افراد زنده به آرامی ماسک های خود را آزاد می کنند تا جای زخم هیولاهایی که در زیر آن پنهان شده اند ، آشکار شود. ماوراural طبیعی در واقع به سادگی آینه ای از امکانات ترسناک طبیعت انسان است. این تکه تکه شدن روانشناختی است ، نه خونین تر ، شکل واقعی تر که در آن تلویزیون از لحاظ تاریخی در آن غالب شده است. این به این دلیل است که وقتی فیلم تمام شد ، می توانید به سرعت تئاتر را ترک کنید و به ایمنی آرام خانه بازنشسته شوید. در تلویزیون ، ترسناک ترین مناظر همیشه از داخل خانه بیرون می آیند.



[ad_2]

منبع: office-edu.ir